یک پیشرفت دیپلماتیک مهم حاصل شده بود اما ...

جنگ ایران و سکوت پکن در مقابل اقدامات ترامپ | جهانی که دیگر وجود ندارد | غنیمت جنگ ونزوئلا دست نیافتنی است

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۷۳۵۶۹
اقتصادنیوز: وزیر خارجه عمان فاش کرد که درست یک روز پیش از آغاز جنگ، یک پیشرفت دیپلماتیک مهم حاصل شده بود. او مدعی شد که ایران پذیرفته بود تا از انباشت اورانیوم غنی‌شده خودداری کند و اجازه نظارت کامل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را بدهد. با این حال، بمباران تهران آغاز شد.
جنگ ایران و سکوت پکن در مقابل اقدامات ترامپ | جهانی که دیگر وجود ندارد | غنیمت جنگ ونزوئلا دست نیافتنی است

به گزارش اقتصادنیوز، در چند ماه اخیر، جهان شاهد اقدامات جنجالی دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا بوده است. او در یک عملیات نظامی رئیس جمهور ونزوئلا و همسرش را ربود و آن ها را برای محاکمه، به نیویورک منتقل کرد و درنهایت، میدان‌های نفتی این کشور را به‌عنوان غنیمت جنگی مطالبه کرد.

خبر مرتبط
پشت پرده حمایت ضعیف چین و روسیه از ایران در جنگ با آمریکا | پوتین مقابل ترامپ نمی ایستد | پکن نگران چیست؟

اقتصادنیوز: بررسی مواضع و اقدامات چین و روسیه نشان می‌دهد که اگرچه هردو در عرصه سیاسی از مواضعی همسو با ایران صحبت می کنند، اما سیاست های عملی خود را تنها بر اساس ملاحظات راهبردی و منافع گسترده‌تر خود در نظام بین‌الملل تنظیم می کنند؛ رویکردی که بسیاری آن را ناکافی و نامناسب می دانند.

از سویی او با ادعای تلاش برای تصرف گرینلند، موجب خشم رهبران اروپایی شد و انتقاد بسیاری را نیز برانگیخت. آخرین اقدام او از این زنجیره، حمله نظامی گسترده به ایران با همراهی اسرائیل بود.

جهانی که دیگر وجود ندارد!

مایکل شیفر در نشنال اینترست نوشت: دونالد ترامپ مدعی است ک هدف او از حمله به ایران، نابودی برنامه هسته‌ای و موشکی ایران و سرنگونی حکومت ایران است. مدافعان او این اقدامات را نشانه قدرت، و منتقدانش آن را بلندپروازی می‌خوانند. با این حال آنچه هردو گروه نادیده می گیرند، مشکلی بنیادین‌تر است؛ این که اقدامات ترامپ بازتاب نوعی از جهان‌بینی برای جهانی است که دیگر وجود ندارد.

نگاه قرن نوزدهمی به قدرت

دونالد ترامپ مفهوم قدرت را مانند برخی استراتژیست‌های ژئوپولیتیک در قرن نوزدهم می‌بیند که در قالب کنترل سرزمین، سوخت‌های فسیلی، فساد سیاسی و سلطه نظامی قهری بر رقبا تعریف می شود. در واقع هریک از اقداماتی چون کنترل مسیرهای قطبی، کنترل نفت و سرکوب توانایی‌های خطرناک دشمن، منطق خاصی را دنبال می کنند. اما مشکل اینجاست که این منطق بیشتر به قرن گذشته تعلق دارد، نه به قرن حاضر.

ترامپ

آینده مبهم قرن آینده

آنچه به‌طور آشکار در موضع‌گیری استراتژیک ترامپ غایب است، همان عواملی است که در پنجاه سال آینده تعیین‌کننده قدرت و رفاه آمریکا خواهند بود. عواملی چون زنجیره‌های تأمین نیمه‌رساناها، هوش مصنوعی، تولید انرژی پاک، توسعه نیروی کار آمریکایی و ساختار اقتصادی متحدان و اکوسیستم فناوری‌ای که برای رقابت با چین ضروری هستند. با این وجود، این مسائل در جهان‌بینی ترامپ هیچ جایگاهی ندارند، چرا که با ذهنیتی که بر پایه نمایش قدرت سخت شکل گرفته، سازگار نیست.

قدرت نظامی؛ ابزار یا جایگزین نبود استراتژی؟

نویسنده در ادمه مدعی شد: این مقاله در پی چشم پوشی از قدرت سخت یا نادیده گرفتن ضعف‌های دولت تهران نیست؛ قدرت نظامی اهمیت دارد و در برخی شرایط استفاده از زور بخشی ضروری از استراتژی آمریکا به شمار می‌رود. اما اکنون، پرسش اصلی این است که آیا زور به‌عنوان ابزاری در چارچوب یک استراتژی امنیت ملی منسجم و یکپارچه به کار گرفته می‌شود، یا به‌عنوان جایگزینی برای فقدان این چارچوب استفاده می‌شود؛ که آنچه از دولت ترامپ دیده می‌شود، بیشتر به احتمال دوم نزدیک است.

عملیات نظامی بدون هدف راهبردی

عملکرد دولت کنونی آمریکا اینطور به نظر می رسد که تمامی حملات هوایی، بدون هیچ هدف استراتژیک مشخص یا نظریه‌ای روشن درباره پیروزی صورت می گیرد. همچنین دیپلماسی ترامپ بدون هدف روشن است. دولت آمریکا با این اقدامات نظامی درحال صرف منابع مالی، سیاسی و استراتژیکی است که در واقعیت، تعیین‌کننده آینده قرن خواهد بود.

پکن در سکوت نظاره گر اقدامات ترامپ است

جنگ با ایران بسیار جدی‌تر از آن چیزی است که در نگاه نخست به نظر می‌رسد. هر دلار و هر چرخه تصمیم‌گیری که صرف عملیات نظامی در خلیج فارس، آن هم بدون چشم اندازی روشن می‌شود، دیگر صرف سرمایه‌گذاری در پژوهش‌های هوش مصنوعی یا بازسازی ابزارهای مالی که نفوذ اقتصادی آمریکا را در سراسر جهان گسترش می‌دهند نخواهد شد؛ ابزارهایی که دولت ترامپ به‌طور سیستماتیک در حال تضعیف آن‌ها بوده است.

در این میان، پکن در سکوت نظاره گر اقدامات آمریکا است و صبوری پیشه کرده است. چین در حال انجام یک بازی بلندمدت، صبورانه و مبتنی بر اقتصاد و فناوری است، در حالی که ما درگیر نوعی دیپلماسی مقطعی و مبتنی بر نمایش قدرت نظامی هستیم.

تناقضات گفتاری رئیس جمهور

بدتر از همه، تناقض رویکرد ترامپ حتی با معیارهای پیشین اوست. در ژوئن ۲۰۲۵ و پس از بمباران مراکز هسته ای تهران، ترامپ اعلام کرد که حملات آمریکا برنامه هسته‌ای ایران را به‌طور کامل نابود کرده است. این درحالی است که او اکنون، بازسازی همان برنامه را به‌عنوان دلیل حمله دوباره به ایران مطرح می‌کند. تناقض آشکار اینجاست که نمی‌توان ادعا کرد که چیزی کاملا نابود شده و سپس بازسازی آن را بهانه آغاز دوباره جنگ دانست. تناقضی که درسخنان شخص ترامپ وجود دارد.

جلسه سران امریکایی

یک پیشرفت دیپلماتیک مهم حاصل شده بود

ارزیابی اولیه و محرمانه آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا نشان می دهد که حملات ژوئن، شاید تنها چند ماه برنامه هسته‌ای ایران را عقب انداخته باشد. رئیس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز اعلام کرد که ایران می‌تواند غنی‌سازی را در عرض چند ماه از سر بگیرد. مهم‌تر از همه اینکه وزیر خارجه عمان فاش کرد که درست یک روز پیش از آغاز جنگ، یک پیشرفت دیپلماتیک مهم حاصل شده بود. او مدعی شد که ایران پذیرفته بود تا از انباشت اورانیوم غنی‌شده خودداری کند و اجازه نظارت کامل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را بدهد. با این حال، بمباران تهران آغاز شد.

تجربه ونزوئلا و پیروزی به دست نیامده

ماجرای ونزوئلا نیز روند مشابهی دارد. دولت نیکولاس مادورو همچنان در قدرت است و اکنون معاون اوست که به‌عنوان رئیس‌جمهور موقت عمل می‌کند. شرکت‌های بزرگ نفتی هنوز تعهدی برای سرمایه‌گذاری نداده‌اند و بازسازی زیرساخت‌های نفتی این کشور نیز به حدود پانزده سال زمان و ده‌ها میلیارد دلار سرمایه نیاز دارد. حمله انجام شد و گفته شد که نفت تصرف شده است، اما در عمل این غنیمت همچنان دست‌نیافتنی باقی مانده است.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O