پرداخت کامل شهریه در مقابل آموزش نصفهونیمه | جنگ، مدارس و دانشگاهها را تعطیل کرد اما پرداخت هزینهها را نه!
به گزارش اقتصادنیوز، در روزهایی که ایران در سایه تنشهای منطقهای و وضعیت جنگی روزگار میگذراند و از ۹ اسفند تا پایان سال کلاسهای مدارس و دانشگاهها نیمه تعطیل و غیرحضوری اعلام شدهاند، یک پرسش جدی در میان خانوادهها و دانشجویان شکل گرفته است: وقتی آموزش تعطیل یا آنلاین است، چرا هزینهها همچنان کامل و بدون تعدیل دریافت میشود؟
این روزها پس از تعطیلیهای پیاپی و بحرانهای زنجیرهای، از همهگیری کرونا گرفته تا آلودگی هوا، قطعی اینترنت، اعتراضات مردمی و حالا شرایط جنگی و نااطمینانیهای امنیتی، یک نقطه مشترک در روایت خانوادهها و دانشجویان دیده میشود؛ پرداخت کامل هزینه، بدون دریافت کامل خدمت.
اقتصادنیوز:در کمتر از یک سال، شهروندان ایرانی دو بار تجربهای را از سر گذراندهاند که برای بسیاری از نسلهای جدید تقریباً فراموش شده بود: زندگی در سایه جنگ. اما چه اقداماتی برای آمادگی شهروندان در وضعیت بحران انجام شده بود؟
در آستانه بحرانهای مختلف جامعه، در میان تمام روایتهای کلان سیاسی و امنیتی، دو قشر کمتر شنیدهشده در سکوتی پرهزینه گرفتار ماندهاند؛ دانشآموزان مدارس غیرانتفاعی و دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی.
خانوادههایی که شهریهها را تمام و کمال پرداخت کردهاند، اما خدماتی که وعده داده شده بود یا ارائه نشده یا به شکلی حداقلی و آنلاین جایگزین شده است؛ جایگزینی که نه کیفیت آموزش حضوری را دارد و نه تناسبی با مبالغ پرداختی.
این گزارش روایت پدرها و مادرها و دانشجویانی است که در گفتوگوهای جداگانه، از فشاری میگویند که کمتر دیده شده؛ فشاری که حالا در شرایط تعلیق و نااطمینانی جنگی، عمیقتر و ملموستر شده است.
جهشهای میلیونی شهریه؛ بیاطلاع، بیبرنامه، بیپاسخ
مادری که دخترش کلاس ششم است، از تجربهای میگوید که به گفته خودش «همه برنامهریزی مالی خانواده را به هم ریخته است». او سالهای قبل با شهریه ۱۴۰ میلیون تومان دخترش را ثبتنام کرده بود، اما سال گذشته مدرسه شهریه را تا ۳۵۰ میلیون تومان افزایش داد. امسال برای کاهش هزینهها، مدرسهای در منطقه سه را جایگزین مدرسه منطقه یک کرد و در ابتدای سال ۱۵۸ میلیون تومان پرداخت.
اما ماجرا به همینجا ختم نشد. به گفته او، در میانه سال تحصیلی ناگهان اعلام شد که ۵۰ میلیون تومان افزایش شهریه اعمال شده و همه خانوادهها مجبور به پرداخت بودند. او میگوید: «چیزی که به هیچ عنوان قابل درک نیست. شما با یک عدد ثبتنام میکنید، بعد وسط سال یک عدد دیگر میشنوید. هیچ خانوادهای برای چنین شوکی برنامهریزی نکرده است.»
او تأکید میکند که این تنها شهریه ثبتنام است. هزینههای جانبی جداگانه محاسبه میشود: 8 میلیون تومان لباس فرم، ۵ میلیون تومان غذای ماهانه، ۲۵ میلیون تومان سرویس تکنفره و ۱۳ میلیون تومان سرویس دونفره. به گفته او: «اینها تازه مخارج اولیه است. کلاسهای فوقبرنامه، اردوها و برنامههای جانبی جداست.»
اسمش دولتی است؛ بیست میلیون تومان برای هنرستان شهریه دادیم
پدری در منطقه پنج تهران، با روایتی مشابه میگوید: «مدرسه غیرانتفاعی زیر ۳۰ دانشآموز دارد، در کلاس دخترم ۲۰ تا ۲۵ نفر هستند، اما هزینهها در سطح مدرسههای لوکس منطقه یک محاسبه میشود.» او میگوید در شرایطی که مدرسه بارها به دلیل آلودگی هوا، اعتراضات یا قطعی اینترنت تعطیل بوده، «نه کلاس جبرانی مشخصی برگزار شده و نه تخفیفی دادهاند.»
پدر دیگری که فرزندش در پایه دهم هنرستانی دولتی تحصیل میکند، از شکل دیگری از پرداختهای اجباری میگوید. به گفته او، در ابتدای سال ۲۰ میلیون تومان دریافت شده، با اینکه مدرسه دولتی است. اما ماجرا به این رقم ختم نشده؛ تقریبا هر هفته حدود دو میلیون تومان برای وسایل رشته تحصیلی دخترش مطالبه میشود. او میگوید: «اسمش دولتی است، اما عملا باید مثل غیرانتفاعی هزینه بدهیم.»
مهدکودک ماهی ۳۴ میلیون؛ آموزش یا قرارداد مالی یکطرفه؟
روایت دیگری مربوط به مادری است که پسرش پیشدبستانی است. او میگوید ماهانه ۳۴ میلیون تومان پرداخت میکند. اما نکته مشترک در قراردادها به گفته او یک جمله است: «در صورت تعطیلی به هر دلیل، هیچ هزینهای عودت داده نخواهد شد.»
این جمله در بسیاری از قراردادهای مدارس غیرانتفاعی تکرار شده است. خانوادهها میگویند استدلال مدارس این است که اجاره ملک و حقوق کارکنان باید پرداخت شود و تعطیلیها ربطی به مدیریت مدرسه ندارد. اما از نگاه خانوادهها، این یعنی انتقال کامل ریسک بحران به دوش آنها.
یکی از مادران میگوید: «قبول دارم مدرسه باید اجاره بدهد، اما چرا تمام هزینه باید از جیب ما سوخت شود؟ وقتی بچهام نه از غذا استفاده میکند، نه از سرویس، نه از امکانات مدرسه، چرا هیچ تعدیلی صورت نمیگیرد؟»
مدرسه آفلاین، هزینه آنلاین
یکی دیگر از مادران که اوهم تجربه افزایش شهریه در میانه سال را داشته، میگوید دلیل این افزایشهای ناگهانی، بالا رفتن اجاره ملک مدارس است. او امسال مدرسهای را انتخاب کرده که ملک متعلق به خود مدیر است تا این ریسک کاهش یابد. برای کلاس ششم حدود ۱۳۰ میلیون تومان شهریه داده و ۴۶ میلیون تومان نیز هزینه سرویس چهار نفره برای کل سال پرداخت کرده است.
اما دغدغه اصلی او فراتر از پول است: «بچهها درس نمیخوانند. آنلاین است، حالوهوای مدرسه نیست. آن آداب و رسوم، آن تعامل اجتماعی شکل نمیگیرد. حتی اگر آنلاین بودن را بپذیریم، سوخت شدن هزینه غذا و سرویس سختتر است؛ چون واقعا هیچ استفادهای نمیشود.»
او میگوید:« از چند روز دیگر بعد از تعطیلی عمومی کشور، تا پایان سال اعلام شده آموزش غیرحضوری است؛ یعنی عملا چند هفته آموزش حضوری حذف شده، اما هیچ اشارهای به بازنگری در شهریهها نیست.»
در دل دانشگاه آزاد چه خبر است؟ فقط پول میگیرند
در سوی دیگر این روایت، دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی قرار دارند. عمده دانشجویانی که گفتوگو کردهاند، از پرداخت ۱۲ تا ۱۸ میلیون تومان در هر ترم برای رشتههای معمولی خبر میدهند. برخی واحدها ظرفیتی بین ۱۰ تا ۱۲ هزار دانشجو دارند، اما به گفته دانشجویان «نه کلاسها منظم تشکیل میشود، نه جبرانی مشخصی داریم.»
اقتصادنیوز:کمتر از یک ماه پس از وقایع ۱۸ و ۱۹ دی، دانشگاهها دوباره ملتهب شدهاند و احمد بخارایی معتقد است خشم فروخورده جامعه اکنون به «کینه جمعی» تبدیل شده است.
یکی از دانشجویان میگوید: «هر استادی بخواهد کلاس برگزار میکند، هر استادی هم نخواهد، هیچ اتفاقی نمیافتد. سامانههای آنلاین پر از مشکل است. کیفیت پایین است. فقط از ما پول میگیرند. هر مرحله هر نمره ای که بخواهیم در سامانه ببینیم اول باید پرداختیها را چک کنیم و جالب اینجاست که بخش مالی سایت ها هیچ مشکلی ندارند و عالی کار می کنند ولی در پشیتبانی های انلاین یا برخط هیچکسی در بحران ها پاسخگو نیست.»
دانشجوی دیگری میگوید: «دو سال است میآییم دانشگاه فقط پول دادهایم. بعید میدانم برای دوره لیسانس چیزی یاد گرفته باشم. یا جنگ بوده، یا تعطیل بوده، یا آنلاین بوده، یا معلق.»
دانشجویان بیش از هر چیز از نبود استاندارد واحد در برگزاری کلاسهای آنلاین گلایه دارند؛ نبود نظارت مؤثر بر کیفیت آموزش و نبود شفافیت درباره نحوه جبران تعطیلیها.
نقطه مشترک؛ هزینه کامل، خدمت ناقص
در تمام این روایتها، یک خط مشترک دیده میشود: پرداخت هزینه کامل در شرایطی که خدمت آموزشی بهطور کامل ارائه نشده است. بحرانها ممکن است خارج از کنترل مدارس و دانشگاهها باشد، اما قراردادها بهگونهای تنظیم شده که تمام بار مالی بر دوش پرداختکننده باقی میماند.
در شرایطی که کشور درگیر تنشهای منطقهای و وضعیت نیمهجنگی است و تعطیلیها از ۹ اسفند تا پایان سال آموزش را به فضای تعطیل و آنلاین رانده، پرسش اصلی خانوادهها و دانشجویان این است: آیا در زمان بحران، هیچ سازوکار حمایتی برای مصرفکننده وجود ندارد؟
از نگاه این خانوادهها و دانشجویان، مسأله فقط عددها نیست؛ مسأله احساس بیعدالتی است. وقتی آموزش آنلاین جایگزین حضوری میشود، انتظار دارند هزینههای جانبی متناسبسازی شود. وقتی کلاسها برگزار نمیشود، انتظار دارند سازوکاری برای جبران وجود داشته باشد.
در روزهایی که جامعه زیر فشار همزمان اقتصاد، نااطمینانی و سایه جنگ زندگی میکند، شاید بازنگری در قراردادهای یکطرفه و تعریف مسئولیت مشترک در شرایط بحران، حداقل گامی باشد برای بازگرداندن حس انصاف؛ حسی که این روزها، کمیابتر از همیشه شده است.
ارسال نظر