نفع بزرگ روسیه از جنگ علیه ایران به روایت مرشایمر | اکنون ایرانیها همه برگهای برنده را در اختیار دارند | نفوذ چین در خاورمیانه افزایش خواهد یافت زیرا...
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایسنا، جان مرشایمر، استاد برجسته علوم سیاسی آمریکایی در مصاحبهای با برنامه «نیور اوردر» به تحلیل ابعاد مختلف این جنگ پرداخته است. مرشایمر که از منتقدان سرسخت سیاست خارجی مداخلهجویانه آمریکا محسوب میشود، در این مصاحبه با اشاره به تحولات بازار انرژی تأکید میکند: «ترامپ به دلیل مشکلات نفت و گاز ناچار شده تحریمهای نفت و گاز روسیه را بردارد. این یک موهبت بزرگ برای روسیه است».
این تحلیلگر برجسته آمریکایی افزود: «از آنجایی که اکنون ما در جنگ علیه ایران گرفتار شدهایم، به این معناست که مهمات و تسلیحات محدودی برای ارسال به اوکراین داریم تا به مقابله با حمله قریبالوقوع روسیه در بهار و تابستان کمک کنیم.» مرشایمر تأکید میکند که از منظر جایگاه روسیه در نظام بینالملل، این کشور به وضوح در حال بهرهمندی از وضعیت کنونی است.
مرشایمر در ادامه با تاکید بر اینکه ماجراجویی احمقانه ترامپ علیه همچنین به منافع چین، رقیب بزرگ دیگر واشنگتن خدمت کرده، میگوید: «نفوذ چین در خاورمیانه با گذشت زمان افزایش خواهد یافت، چرا که آمریکا به طور فزایندهای به عنوان یک متحد غیرقابل اعتماد دیده خواهد شد».
وی افزود: «نفوذ چین در سراسر جهان افزایش مییابد زیرا آمریکا به نظر میرسد قادر به اجرای یک سیاست خارجی عقلانی و قانونی نیست، واقعاً از کنترل خارج شده و توسط گروهی ضعیف اداره میشود.» مرشایمر با تأکید بر پیامدهای این وضعیت برای نظام بینالملل تصریح کرد: «اگر شما کشور دیگری در جهان باشید و به این فکر کنید که به چین گرایش پیدا کنید یا به آمریکا، تقریباً در همه موارد به سمت چین متمایل خواهید شد. شما هم اکنون شواهدی از این اتفاق را در اروپا میبینید.»
مرشایمر پیش از این نیز در مصاحبهای دیگر با اشاره به شکست راهبردی آمریکا تصریح کرده بود: «ما اصلاً نمیتوانیم ایران را شکست دهیم. پیامی که ارسال میکنیم این است که ما یک مشت آدم احمق هستیم که جنگی را آغاز کردهایم که نمیتوانیم در آن پیروز شویم».
مرشایمر در بخش دیگری از تحلیل خود به ارزیابی راهبردهای ابتدایی آمریکا و اسرائیل در آغاز جنگ تحمیلی میپردازد و تأکید میکند که طراحان این جنگ دچار توهم راهبردی بودهاند. وی میگوید: «ترامپ و اسرائیلیها باور داشتند که میتوانند پیروزی سریع و قاطعی به دست آورند، میتوانند رژیم ایران را به اصطلاح خودشان سر بریده و در چند روز اول شوک و هیبت ایجاد کنند تا ایرانیها دستهای خود را بالا آورده و تسلیم شوند».
این استاد دانشگاه شیکاگو میافزاید: «ترامپ و مشاوران نزدیکش همه فکر میکردند که به یک جنگ طولانی گرفتار نخواهیم شد و این مشکلات عظیمی که اکنون در حال ظهور هستند بروز نخواهند یافت. ترامپ یک استراتژی منسجم یا یک استراتژی عملی برای پیروزی سریع نداشت».
وی با اشاره به وضعیت کنونی جنگ تأکید میکند: «و زمانی که جنگ به یک جنگ فرسایشی تبدیل شد، مشخص گردید که این ایرانیها هستند که تقریباً همه برگهای برنده را در اختیار دارند، نه آمریکاییها و اسرائیلیها».
مرشایمر در بخش دیگری از مصاحبه خود به تنشهای ایجاد شده بین آمریکا و اسرائیل بر سر حملات به تأسیسات انرژی پرداخته و هشدار میدهد که در صورت تشدید بحران، ترامپ ممکن است سختگیرانهترین برخورد تاریخ را با رژیم صهیونیستی داشته باشد.
وی در این خصوص توضیح میدهد: «زمانی که اسرائیل به تأسیسات گاز طبیعی پارس جنوبی حمله کرد، در حال بالا بردن نردبان تنش به سمتی بود که میتواند پیامدهای فاجعهباری برای ایالات متحده و اقتصاد جهانی داشته باشد. آخرین چیزی که آمریکا میخواهد جنگی بین ایران از یک سو و آمریکا، کشورهای حوزه خلیج فارس و اسرائیل از سوی دیگر است که در آن هر دو طرف تأسیسات نفت و گاز در خاورمیانه را نابود کنند. این برای اقتصاد جهانی فاجعهبار خواهد بود».
وی با اشاره به واکنش شدید ترامپ میگوید: «آنچه اتفاق افتاد این بود که ترامپ مانند یک تن آجر بر سر اسرائیلیها فرود آمد. در این مورد هیچ شکی وجود ندارد. او به آنها گفت آنچه اتفاق افتاد غیرقابل قبول است و نباید دوباره تکرار شود».
مرشایمر در بخش دیگری از تحلیل خود به وضعیت اسفبار رهبران اروپایی اشاره می کند و معتقد است که آنها پس از شکست در اوکراین و همزمان با بحران ایران، در وضعیت بسیار دشواری قرار گرفته اند.
وی می گوید: «اگر شکست در جنگ اوکراین را با آنچه برای اقتصادهای اروپایی اتفاق می افتد پیوند بزنید، خیلی سریع میبینید که این به یک شکست ویرانگر برای نخبگان اروپایی تبدیل خواهد شد».
این تحلیلگر مسائل بین الملل می افزاید: «به هر حال، این یک شکست ویرانگر برای ناتو نیز خواهد بود. ناتو به طور مؤثر علیه روسیه به جنگ رفته بود. و در شرایطی که روسها در جنگ با اوکراین پیروز می شوند، میبینید که این پیامدهای بسیار منفی برای ناتو و نخبگان حاکم بر اروپا خواهد داشت. بنابراین آنها واقعاً در مشکل عمیقی قرار دارند».
مرشایمر با اشاره به تأثیر بحران مربوط به جنگ تحمیلی علیه ایران بر وضعیت اروپا تأکید میکند: «آخرین چیزی که نخبگان حاکم بر اروپا به آن نیاز داشتند این بحران در خلیج فارس بود. جنگ ایران در کنار جنگ اوکراین یک ضربه دوگانه برای رهبری اروپاست.»