زمان پایان جنگ از دید ایران | آتشبس زودهنگام شرایط گذشته را بازمیگرداند | جنگ تنها زمانی پایان مییابد که بازدارندگی جدید تثبیت شود | در نهایت هر دو طرف به میز مذاکره بازخواهند گشت اما...
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا، فارن پالیسی در مقالهای با عنوان «ایران از این جنگ چه میخواهد؛ بازگشت چانهزنی اجباری به خلیج فارس» به قلم زکیه یزدانشناس، استادیار روابط بینالملل دانشگاه تهران نوشت: «جنگ پایان سیاست نیست بلکه ادامه آن با ابزارهای دیگر است». در حالی که تهران و واشنگتن در حال مذاکره درباره برنامه هستهای ایران بودند و به گفته وزیر خارجه عمان، توافق صلح کاملاً در دسترس بود، رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، تصمیم گرفت اهداف سیاسی خود را نه بر سر میز مذاکره بلکه در میدان نبرد دنبال کند. مشکل اینجا بود که اهداف سیاسی ترامپ دیگر شفاف و مشخص نبود. هدفی که او بارها تکرار میکرد یعنی جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، کاملاً از طریق دیپلماسی قابل تحقق بود. با این حال، مشخص نیست چه اهداف دیگری از تغییر رژیم گرفته تا نابودی توان نظامی ایران یا حتی تجزیه کشور او را به یک جنگ دیگر در خاورمیانه کشاند.
ممکن است آمریکا بدون اهداف روشن وارد این جنگ شده باشد، اما ایران چنین نیست. با وجود اینکه در پی حملات آمریکا و اسرائیل وارد درگیری شد، تهران راهبردی را دنبال میکند که مدتها پیش از آغاز جنگ در داخل نظام سیاسی جمهوری اسلامی مورد بحث و اجماع قرار گرفته بود. هدف اصلی آن، بازسازی و تعریف نوعی جدید از بازدارندگی برای جلوگیری از حملات آینده است.
مقامات ایرانی معتقدند سه دهه «صبر راهبردی» بهطور فاجعهباری در واشنگتن اشتباه تفسیر شد. از نظر آنها، خویشتنداری ایران که برای جلوگیری از تقابل مستقیم با آمریکا بود، بهعنوان نشانه ضعف تعبیر شد.
به باور ایران، رویدادهایی مانند ترور (شهید) قاسم سلیمانی نقش مهمی در این سوءبرداشت داشتند. حمله موشکی حسابشده ایران به پایگاه عینالاسد که برای جلوگیری از تلفات آمریکایی طراحی شده بود، در واشنگتن نه بهعنوان خویشتنداری، بلکه بهعنوان ضعف تلقی شد.
این برداشتها باعث جسورتر شدن تصمیمگیران آمریکایی شد و این باور را تقویت کرد که ایران فشارها را تحمل خواهد کرد. تجربه جنگ ۱۲ روزه نیز این اجماع را در تهران ایجاد کرد که راهبرد خویشتنداری نهتنها بازدارنده نبوده، بلکه موجب افزایش فشارها شده است.
نویسنده این گزارش در ادامه ادعا میکند که در گذشته، ایران تلاش داشت با ایجاد شبکهای از متحدان منطقهای تحت عنوان «محور مقاومت» یک سپر دفاعی ایجاد کند اما درگیریهای مستقیم با اسرائیل نشان داد این راهبرد دیگر کافی نیست. در نتیجه، ایران دکترین خود را تغییر داد و به سمت رویکردی تهاجمی با عملیات سریع و گسترده حرکت کرد. این راهبرد جدید بر «بازدارندگی از طریق تنبیه» یعنی افزایش هزینهها برای طرف مقابل، استوار است.
مهمترین مزیت ایران، کنترل تنگه هرمز است که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند. ایران عملاً این مسیر را بسته و باعث افزایش قیمت جهانی نفت شده است. مزیت دیگر، نزدیکی به کشورهای خلیج فارس است که میزبان پایگاههای آمریکا هستند. ایران حملاتی به زیرساختهای انرژی در این مناطق انجام داده است.
این جنگ تا زمانی ادامه خواهد یافت که هر دو طرف به این نتیجه برسند که توافق بهتر از ادامه جنگ است. به نظر میرسد ترامپ به دنبال پیروزی قاطع و تسلیم ایران است اما توانمندیهای نامتقارن ایران این هدف را دشوار میکند.
ایران برای ایجاد اختلال در حملونقل دریایی به نیروی دریایی پیشرفته نیاز ندارد؛ قایقهای کوچک و پهپادها کافی هستند. حتی مینگذاری تنگه هرمز میتواند بحران را شدیدتر کند. از دید تهران، جنگ تنها زمانی پایان مییابد که بازدارندگی جدید تثبیت شود. آتشبس زودهنگام فقط شرایط گذشته را بازمیگرداند. در نهایت، هر دو طرف به میز مذاکره بازخواهند گشت اما این بار پس از شکلگیری توازن جدید قدرت در میدان نبرد.
ارسال نظر