جنگ اراده ها در برابر توان نظامی

سلاح پنهان ایران در جنگ با آمریکا و اسرائیل | واگذار کردن مسیر جنگ به بازار بی رحم نفت و دشمنان کم حوصله!

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۷۷۲۰۲
اقتصادنیوز: ایران به‌خوبی ماهیت جنگ فرسایشی را درک کرده است. برای تهران، مقاومت و صبر بهترین راه مقابله با غرب است؛ یعنی پیروزی بدون شکست، و واگذار کردن تعیین مسیر جنگ به بازارهای بی‌رحم نفت و دشمنان کم‌حوصله.
سلاح پنهان ایران در جنگ با آمریکا و اسرائیل | واگذار کردن مسیر جنگ به بازار بی رحم نفت و دشمنان کم حوصله!

به گزارش اقتصادنیوز، چند هفته از آغاز جنگ علیه ایران می گذرد و دولت دونالد ترامپ مدعی است که توان تهاجمی جمهوری اسلامی ایران را کاهش داده است. آمریکا و اسرائیل در این مدت تلاش کردند تا با آسیب زدن به زیرساخت‌های نظامی ایران، توان عملیاتی آن را از بین ببرند. با این وجود، حملات ایران به زیرساخت‌های نفتی و سایت‌های راداری ادامه داشته و مدیریت تنگه هرمز به طور کامل در دست این کشور است.

با این حال، برخلاف ادعاهای کاخ سفید و پنتاگون، ایران نه تمایلی به تسلیم دارد و نه حتی به دنبال آتش‌بس است.

تهدید حمله به زیرساخت ها

 مارک کیمیت در نشنال اینترست نوشت: تهدیدهای اخیر دونالد ترامپ برای بمباران زیرساخت‌های انرژی ایران که به تعویق افتاد، آشکار کننده یک راهبرد اساسی است: آمریکا و اسرائیل در حال پیشبرد یک جنگ فرسایشی هستند، جنگی که هدف آن وادار کردن ایران به تسلیم از طریق نابودی توان نظامی آن است. منطق این رویکرد ساده است: اگر ایران نتواند بجنگد، نخواهد جنگید.

استراتژی تهران؛ ایجاد فرسودگی در طرف مقابل

در مقابل، ایران در حال پیشبرد نوع متفاوتی از جنگ است؛ جنگی مبتنی بر ایجاد فرسودگی در دشمن. هدف تهران این است که ضربات آمریکا و اسرائیل را تحمل کند، دوام بیاورد و منتظر بماند تا طرف مقابل، به‌ویژه آمریکایی‌ها، از ادامه جنگ خسته شوند. این جنگ، جنگ اراده و سرسختی است، نه صرفا توان نظامی. چنین الگویی پیش‌تر در ویتنام، دو بار در افغانستان و بارها در جنوب لبنان جواب داده است

خبر مرتبط
3 مسیر پیش‌روی اعراب خلیج فارس بعد از جنگ علیه ایران | همکاری نظامی با آمریکا تقویت می‌شود یا بازنگری؟

اقتصادنیوز: برخی پیامدهای جنگ ممکن است با کاهش تنش کنترل شود، اما برخی دیگر اثرات بلندمدتی خواهند داشت. اقتصاد کشورهای خلیج فارس تنها به نفت و گاز وابسته نیست، بلکه به جایگاه آن‌ها به‌عنوان مراکز سرمایه‌گذاری و گردشگری جهانی نیز تکیه دارد. این جایگاه بر پایه ثبات، امنیت و پیش‌بینی‌پذیری شکل گرفته بود، اما جنگ این مزیت‌ها را تضعیف کرده است.

نظریه‌پرداز مشهور نظامی، کارل فون کلاوزویتس، زمانی هشدار داده بود که مهم‌ترین تصمیم یک سیاستمدار یا فرمانده این است که ماهیت جنگی را که وارد آن می‌شود، به‌درستی تشخیص دهد و آن را با چیزی که نیست اشتباه نگیرد.

تجربه ویتنام تکرار می شود؟

گره وضعیت کنونی دقیقا در همین نقطه است. واشنگتن و تل‌آویو معتقدند که می توانند تا با نابودی تجهیزات نظامی ایران، تهران را به تسلیم وادارند. عملیات هوایی آن‌ها نیز در مواردی موفق بوده است، اما همان‌طور که استراتژی میزان تلفات در جنگ ویتنام نتوانست به پیروزی آمریکا منجر شود، این رویکرد نیز احتمالا به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. از دید کلاوزویتس، چنین استراتژی‌ای محکوم به شکست است، زیرا در برابر یک استراتژی متفاوت، یعنی ایجاد فرسودگی از طریق مقاومت و صبر قرار گرفته است.

شباهت استراتژی ایران و لبنان در جنگ

نخستین عنصر این استراتژی، مقاومت است. نمونه بارز این راهبرد پیشتر در سال ۲۰۰۶ نیز دیده شده است؛ زمانی که حملات هوایی اسرائیل بخش‌های گسترده‌ای از ضاحیه جنوبی در بیروت را ویران کرد. زیرساخت‌های جنوب لبنان نابود شدند و تقریبا چیزی از تخریب در امان نماند.

با این حال، اندکی پس از اعلام آتش‌بس، حزب‌الله مراسمی با عنوان جشن پیروزی الهی برگزار کرد. صدها هزار نفر در میان ویرانه‌ها گرد آمدند و مقاومت خود را به نمایش گذاشتند. کشته‌شدگان شهید نامیده شدند و بازماندگان مقاوم. در چنین نگرشی ، ویرانی‌ها چندان اهمیتی نداشت، چرا که بخشی از هزینه‌ای بود که برای مقاومت پرداخت می‌شد.

صبر سلاح پنهان تهران است

دومین عنصر این جنگ، صبر است؛ مفهومی که هم بعد زمانی دارد و هم بُعد معنوی. نشانه‌های این صبر را حتی می‌توان در اظهارات مقامات آمریکایی نیز شاهد بود. پیت هگست، وزیر دفاع، که خود مخالف جنگ‌های بی‌پایان است، جدول زمانی دقیقی برای پایان جنگ ارائه نداده است، اما اغلب از پایان آن در عرض چند هفته سخن می‌گوید. ترامپ نیز همواره منتقد جنگ‌های طولانی بوده و عملیات‌های محدود را ترجیح می‌دهد.

اما مشکل اینجاست که جامعه آمریکا نیز دیگر تمایلی به ورود به یک جنگ طولانی جدید در خاورمیانه ندارد. تجربه جنگ‌های طولانی در عراق و افغانستان هنوز در ذهن‌ها باقی است و با نزدیک شدن انتخابات کنگره، این حساسیت بیشتر هم می‌شود. ایران به‌خوبی این موضوع را درک کرده است. همان‌طور که طالبان سال‌ها به نیروهای آمریکایی می‌گفتند: شما ساعت دارید و ما، زمان.

جنگ ایران

تسلیحات گران و جنگ پرهزینه

عامل مهم دیگر در این استراتژی، هزینه‌های جنگ است. از یک سو، میزان مصرف تسلیحات دقیق بسیار بالاست و ذخایر این سلاح‌ها محدود هستند، به‌ویژه در شرایطی که آمریکا درگیر جبهه‌هایی مانند اوکراین است و احتمال تنش در مناطقی مانند تایوان نیز وجود دارد. تولید جایگزین این تسلیحات نیز زمان‌بر است. هر بمبی که در این جنگ استفاده می‌شود، هرچند ممکن است به هدفی در ایران اصابت کند، اما از ذخایر آمریکا و اسرائیل کم می‌کند؛ ذخایری که بی‌نهایت نیستند.

نفت اهرم فشاری کلیدی

ایران به‌خوبی ماهیت جنگ فرسایشی را درک کرده است. برای تهران، مقاومت و صبر بهترین راه مقابله با غرب است؛ یعنی پیروزی بدون شکست، و واگذار کردن تعیین مسیر جنگ به بازارهای بی‌رحم نفت و دشمنان کم‌حوصله. بر اساس گزارش‌ها، وزیر خارجه ایران، عباس عراقچی، افزایش قیمت جهانی نفت را نشانه‌ای از عدم تسلیم ایران دانسته و تأکید کرده که غرب بیش از شکست ایران، نگران قیمت انرژی است.

از شعار تا اجرا

در سال ۲۰۰۲، جرج بوش ایران را بخشی از محور شرارت نامید. در پاسخ، ایران مفهوم محور مقاومت را برای توصیف شبکه نیروهای همسو با خود در سوریه، لبنان، عراق، غزه و یمن به کار برد. امروز، این مفهوم تنها یک شعار نیست، بلکه به یک راهبرد عملی تبدیل شده است. مقامات ایرانی بارها از مقاومت به‌عنوان چارچوب اصلی درک و پیشبرد این جنگ یاد کرده‌اند.

جنگی که با پیش فرضی نادرست شکل گرفت

در حالی که آمریکا منابع، صبر و حتی هزینه‌های مصرف‌کنندگان جهانی را در این جنگ صرف می‌کند، برنامه‌ریزان نظامی و راهبردی باید در منطق خود بازنگری کنند. تلاش برای پیروزی در یک جنگ تهاجمی فرسایشی، در برابر طرفی که یک جنگ تدافعی مبتنی بر فرسودگی را دنبال می‌کند، احتمالا به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O